Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
تاريخ : ٧ شهریور ۱۳٩۱ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ژیلا اعتمادی

شبکه های ماهواره ای سیاسی فارسی زبان :

اگر جمهوری اسلامی از بین برود چه خاکی به سرمان کنیم؟

همان طور که می دانید هر حکومت و تفکری موافق و مخالف خودش را دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز از این امر استثنا نیست.

قدرت های مختلف دنیا از آمریکا و انگلیس گرفته تا ایتالیا و فرانسه و آلمان که در زمان حکومت پهلوی از منابع و منافع ملی ایران نهایت استفاده را می بردند بعد از انقلاب وقتی منافعشان را در خطر دیدند شروع به مخالفت با این حکومت کردند.

بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران،تحمیل جنگ 8 ساله، زدن هواپیمای ایرباس و به خاک و خون کشیدن زنان و کودکان بی گناه ایرانی، 30 سال تحریم علیه مردم ایران، ترور شخصیت های مختلف سیاسی و علمی (آخرین آن ترور دانشمند هسته ای)، نمونه هایی از تلاش های این کشورها برای مقابله با جمهوری اسلامی بوده است.

این کشورها برای رسیدن به اهداف خود دست به هر کاری زدند و هر کسی را که می خواستند خریدند و با خود همراه کردند تا بتوانند به اهداف خود برسند.

در این میان برخی از مخالفین جمهوری اسلامی از طرفداران سلطنت پهلوی گرفته تا کمونیست ها و مجاهدین خلق نیز از این فرصت استفاده کرده و  تا توانستند  کشورهای فوق را به اصطلاح تیغ زده و با گرفتن پول ها کلان و امکانات زیاد برای خودشان زندگی درست کرده و به نوایی رسیدند.

شبکه های ماهواره ای، رادیوها و سایت های مختلف، در همین راستا تاسیس شد و جمعیت کثیری از ایرانیان مقیم آمریکا و انگلیس و ... تحت عنوان کارشناس علوم سیاسی، بدون اینکه کمترین تخصص و آگاهی داشته باشند در این شبکه ها و رسانه ها مشغول به کار شدند.

هر کس خود را عضو گروه و یا تشکلی معرفی نمود. یکی کمونیست و دیگری دموکرات و مجاهد و ...

اما همه این گروه ها و تفکرات و احزاب و .... همه بر سر یک موضوع اشتراک داشتند و آن مبارزه با جمهوری اسلامی بود. به همین دلیل تغییر موضع و حزب و ... اصلا مهم نبود فقط چیزی که اهمیت داشت مبارزه با جمهوری اسلامی بود.

مبارزه ای که در آن زمان به خاطرش پول می دادند (الان هم می دهند).

این شد که حتی کسانی که رشته شان کشاورزی و صنعت و مکانیکی و ... بود و در طول زندگی شان حتی یک شعار سیاسی هم نداده بودند و اصلا نمی دانستند سیاست با چه سینی نوشته می شود، کارشناس علوم سیاسی و منطقه ای و حتی کارشناس امور خاور میانه و ایران شدند.

طبیعی بود چون رهبران کشورهای مخالف جمهوری اسلامی حاضر بودند برای این مبارزه پول خرج کنند.

این شد که مردم ایران به یکباره با افراد زیادی مواجه شدند که یک شبه ره صد ساله را طی کرده و تحت عنوان کارشناس و ... برای آنها نسخه می پیچیدند و در امور مهم زندگی و سیاسی و ... تصمیم گیری می گرفتند.

این به اصطلاح کارشناسان نیز توانسته بودند هزینه و مخارج زندگی خود و زن و بچه شان را از این راه تامین کنند.

ملاک این افراد در مبارزه، مخالفت با جمهوری اسلامی بود نه چیز دیگری. به همین دلیل گاهی تجزیه طلب می شدند و گاهی طرفدار مجاهد و گاهی هم توده ای و البته گاهی هم مسلمان

این افراد در منطق ما ایرانی ها، وطن فروش و نان به نرخ روز خور معرفی می شوند. اما در منطق آنها اینگونه انسان ها آزاد اندیش و مبارز معرفی می شوند.

آنها می گویند نظر هر کس برای خودش محترم است. دنبال حق و باطل هم نیستند. اصلا مهم نیست چه کسی حق می گوید و چه کسی باطل. می گویند هر کس نظری دارد.

اما در منطق ما ایرانی ها یک حقیقتی وجود دارد و باطلی.  و هر حرکتی، باید بر اساس حق و باطل سنجیده شود.

گاهی سکوت لازم است و گاهی فریاد. گاهی سکوت بد است و گاهی خوب. ملاک این خوب و یا بد بودن هم حق و باطل تعیین می کند.

در منطق ما پایبندی به اصول منطقی و صحیح و یک رنگ بودن از مهمترین امور است. اما در منطق اینها نه تنها هزار چهره بودن اشکالی ندارد بلکه از مهمترین اصول، تامین زندگی  شخصی و گذراندن زندگی خود است.

مردم عزیز ایران ما در  8 سال دفاع مقدس از مال و جان و زن و بچه شان گذشتند تا دیگران بمانند. تا یک وجب از خاک ایران عزیز ما به دست دشمن نیفتد.تا دشمن رو سیاه شود و تا....  اما اینها حاضرند برای تامین زندگی خود دشمن این مرز و بوم را شاد کنند. قید مردم و هم وطن های خود را بزنند و این مردم را به خاک و خون بکشند.

آری آنها هر کاری می کنند و به هر رنگی در می آیند.

برای تغییر چهره و رنگ این افراد شاهد مثال هایی برای شما عرض می کنم که در خور توجه است.

کیوان  عباسی به همراه همسرش مرجان عباسی

تفکرات قبلی ایشان: سلطنت طلب و مخالف سر سخت دولت و کشور انگلیس. آنها همیشه انگلیس را روباه پیر معرفی می کردند.

تفکرات فعلی ایشان: طرفدار و حامی دولت و کشور انگلیس به شکلی که به این کشور سفر کرده و در آنجا زندگی می کنند و حتی کار به جایی رسیده که حاضر شدند مدیریت شبکه من و تو را که بودجه آن توسط دولت انگلیس تامین می شود، بپزیند. جالب است بدانید این شبکه معترضین دولت انگلیس را یک مشت جانی و آشوبگر معرفی کرد.

حسین فرجی

تفکرات قبلی ایشان: روحانیون حاکم بر ایران توسط انگلیس و بی بی سی روی کار آمدند و هرکس با انگلیس همکاری کند خائن به ملت است. کشور انگلیس خائن ترین کشور دنیاست و مردم ایران ازهیچ کشوری به اندازه انگلیس تنفر نخواهند داشت.

تکفرات فعلی ایشان: حامی دولت و کشور انگلیس. وی در حال حاضر یکی از دوبلر های شبکه من و تو است که بودجه آن توسط دولت انگلیس تامین می شود.

حسن اعتمادی (سهراب اعتمادی سابق)

تفکرات قبلی ایشان: کارشناس شبکه تجزیه طلب کرد زبان آسوست. وی سالیان سال سنگ تجزیه کردها و آذری ها از ایران را به سینه می زد و یکی از طرفداران حمله نظامی آمریکا علیه ایران

.

تفکرات فعلی ایشان: آزاد اندیش طرفدارجنبش سبز و آقای موسوی و به دنبال اتحاد بین اپوزیسیون خارج نشین است.وی درحال حاضر سردبیری اتاق خبر شبکه من و تو را بر عهده دارد.

نسرین احمدیان

تفکرات قبلی ایشان: وی روان پزشک و از مجریان شبکه پن تی وی بود.

تفکرات فعلی ایشان: حامی کمپین های برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با به اصطلاح مرد سالاری در ایران است. وی در حال حاضر هم در شبکه پن برنامه اجرا می کند و  هم دوبلر مستندهای من و تو را بر عهده دارد.

امید خلیلی تجریشی

تفکرات قبلی ایشان: مسلمان و طرفدار مجاهدین خلق. شاخه فدائیان مسعود و از دوستان صمیمی امیر  عباس فخر آور .

تکفرات فعلی ایشان: جدا شده از سازمان و مخالف مجاهدین خلق است. وی در حال حاضر مجری چند برنامه در شبکه من و تو است. جالب توجه اینکه شبکه من و تو با مجاهدین خلق به شدت کارد و پنیر هستند.

شهرام همایون

تفکرات قبلی ایشان: سلطنت طلب و حامی رضا پهلوی و حکومت پادشاهی و از حامیان و طرفداران مجاهدین خلق در آمریکا (اولین شخصی که برای مجاهدین در لس آنجلس همایش برگزار کرد شهرام همایون بود)

تفکرات  فعلی ایشان: مخالف شدید مجاهدین خلق و حکومت پادشاهی و موسس جنبش ما هستیم

و .....

حال سئوال اینجاست اگر روزی کشورهایی که دشمن جمهوری اسلامی هستند به خواسته خود برسند و جمهوری اسلامی را برکنار کنند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

آیا به همان اندازه ای که رهبران این کشورها شاد می شوند، مدیران، مجریان و کارشناسان این شبکه ها، رادیوها و سایت های مخالف جمهوری اسلامی هم شاد می شوند؟

اگر روزی جمهوری اسلامی نباشد چه اتفاقی می افتد؟

زندگی این افراد چگونه تامین خواهد شد؟

شما خودتان را جای این افراد بگذارید. این افراد یک عمر به بهانه مخالفت با جمهوری اسلامی زندگی خود را سر و سامان داده و به نوایی رسیده اند.

یک عمر برچسب کارشناس و دکتر و ... به خود زده و برای ایرانیان نسخه پیچیده اند. حالا اگر جمهوری اسلامی بر کنار شود چکار خواهند کرد؟

اولین چیزی که به ذهن خطور می کند این است: اینها که هیچ تخصصی ندارند پس زندگی شان چگونه تامین کنند؟

حال با این توصیف به نظر شما این افرادی که زندگیشان وابسته به این شبکه هاست، دوست دارند یک روزی جمهوری اسلامی نباشد؟

از طرف دیگر در صورتی که جمهوری اسلامی برکنار شود رهبران کشورهای مخالف با این افراد چگونه برخورد خواهند کرد؟

شما فکر می کنید رهبران این کشورها به کسانی که برای تامین زندگی شخصی خود حاضر شده اند به مردم کشور خود خیانت کنند مدال افتخار خواهند داد؟

چه تضمینی وجود خواهد داشت که این افراد به رهبران این کشورها نیز خیانت نکنند؟

حال سئوال اساسی اینجاست که رهبران کشورهای مخالف طبق چه تفکر و منطقی به این افراد اطمینان می کنند؟ و از طرفی فکر می کنید این افراد با چه منطق و تفکری به مردم ایران خیانت می کنند؟

منتظر نظرات شما عزیزان هستم



پیچک